مولودخانه دامغان، زادگاه فتحعلیشاه قاجار
مولودخانهٔ دامغان از بناهای تاریخی این شهر است که بهعنوان محل تولد فتحعلیشاه قاجار شناخته میشود. بر اساس معتبرترین روایتها، باباخان (فتحعلیشاه) در سال ۱۱۸۵ هجری قمری در شهر دامغان متولد شد؛ زمانی که پدرش، حسینقلیخان ملقب به «جهانسوز»، از سوی کریمخان زند به حکومت دامغان منصوب شده بود.
حسینقلیخان حدود شش سال بعد، پس از سالها شورش و درگیری در نواحی دامغان، استرآباد و مازندران، به دست اطرافیانش کشته شد. پیش از آن، باباخان خردسال مدتی به دربار وکیل در شیراز و سپس به قزوین فرستاده شده بود. با مرگ کریمخان زند و درگیریهای داخلی میان امرای زند، زمینه برای قدرتگیری قاجاریه فراهم شد. زمانی که آقامحمدخان قاجار به سلطنت رسید، چون فرزندی نداشت، باباخان، پسر تنها برادر تنی خود را بهعنوان ولیعهد برگزید و این کودک یتیم بعدها در جوانی به سلطنت ایران رسید.
از آن زمان، شهر دامغان به دلیل پیوند با خاندان قاجار و نیز تولد شاه در این شهر اهمیت ویژهای یافت. در ارگ حکومتی قدیم دامغان، سرایی که محل تولد فتحعلیشاه بود به «مولودخانه» شهرت یافت. مؤلف کتاب *تاریخ ذوالقرنین* در اواخر دورهٔ فتحعلیشاه دربارهٔ آن مینویسد: «آن مولد باشرافت اکنون به مولودخانه معروف است.»
بنای مولودخانه در سراسر دورهٔ قاجار، بهویژه در دوران سلطنت فتحعلیشاه، مورد توجه بود و برای آن موقوفاتی تعیین شده بود که هزینهٔ نگهداری و تعمیر بنا را تأمین میکرد. با این حال، به نظر میرسد پس از مرگ فتحعلیشاه در ۱۹ جمادیالثانی سال ۱۲۵۰ هجری قمری، اهمیت این بنا تا حدی کاهش یافت.
اگرچه امروزه هیچ اثری از این بنا باقی نمانده است، اما در منابع دورهٔ قاجار اشارات متعددی به آن دیده میشود. بزرگان و اشراف قاجار و همچنین مسافرانی که از مسیر خراسان عبور میکردند، در سفرنامهها و نوشتههای خود گاه از آبادانی و گاه از ویرانی این بنا سخن گفتهاند.
محمدحسنخان اعتمادالسلطنه در خاطرات خود از سفر به دامغان در روز ۲۷ ذیقعدهٔ سال ۱۳۰۰ هجری قمری چنین مینویسد:
«صبح رفتم به شهر دامغان گردش کنم. مولودخانهٔ فتحعلیشاه را که در ارگ دامغان است دیدم. دو ده آباد وقف این مولودخانه است که اعتضادالملک آن را تیول خود کرده است… کثافت و نجاست تا سقف رسیده بود. با وجود سلطنت در این خانوادهٔ قاجار و اینکه فتحعلیشاه جد پادشاه است، چرا باید اهتمام نشود.»
عبدالله مستوفی نیز در کتاب *شرح زندگانی من* اشارهای مشابه دارد:
«دامغان به دیدن شاهزاده رفتیم و چشم ما به زیارت مولودخانهٔ خاقان مغفور که جز حیاط بسیار کثیف چیزی نبود روشن شد.»
در روزنامهٔ خاطرات عینالسلطنه نیز توصیف دقیقتری از این بنا آمده است:
«مولودخانهٔ خاقان؛ داخل ارگ شهر شدیم. کلیه خراب شده و خاک آن را متصل برای رشوهٔ باغها میبرند. داخل عمارت مولودخانه شدیم. فقط از تمام ارگ این حیاط آباد است و تازه تعمیر کردهاند. مصفا و تمیز بود. اتاق مولودخانه که خاقان خلدآشیان در آنجا تولد یافته، رو به مشرق است. اتاق قلمدانی است و انتهای آن هلالی میشود. سه در به سمت حیاط، سه در به سمت شمال به ایوان و یک در به سمت جنوب دارد. اتاق سفیدکاری و پاک بود. فاتحهای خوانده بیرون آمدم. بسیار عجیب است که این عمارت تاریخی را نگاه داشتهاند و مانند سایر جاها خراب نشده است.»
از منابع تاریخی چنین برمیآید که در اواخر دورهٔ قاجار، ارگ دامغان دیگر مورد استفادهٔ حکومتی نبود و بهتدریج رو به ویرانی میرفت؛ با این حال حیاط و بنای مولودخانه به دلیل داشتن موقوفات همچنان نگهداری و گاه بازسازی میشد. ناصرالدینشاه نیز در خاطرات خود از دامغان به ارگ کهنه و معتبری اشاره میکند که ویران شده بود و مولودخانهٔ فتحعلیشاه در آن قرار داشت.
در کتاب *استرآبادنامه* نیز به این عمارت و موقوفات آن اشاره شده است:
«عمارت دولتی او منحصر به مولودخانه است که تولد خاقان کشورستان در آن محل به ظهور رسیده است. با آنکه مرحوم ضیاءالدوله آن را تعمیر کرده و موقوفهٔ مخصوص دارد، بهواسطهٔ عدم رسیدگی مخروبه و غیرمسکون شده است.»
با پایان دورهٔ قاجاریه، عمارت مولودخانه نیز بهتدریج مورد بیتوجهی قرار گرفت و در نهایت تخریب شد؛ با این حال نام آن تا سالها در میان مردم باقی ماند. در مقالهای با عنوان «دامغان و فتحعلیشاه» که در سال ۱۳۲۸ خورشیدی در مجلهٔ *یغما* منتشر شد آمده است:
«فتحعلیشاه در این شهر متولد گشت و به همین مناسبت هنوز ارگ دامغان را مولودخانه میگویند.»
هرچند امروزه هیچ اثری از این بنا در شهر دامغان باقی نمانده، اما به گفتهٔ سالمندان شهر، تا حدود سی سال پیش کوچهای به نام «مولودخانه» شناخته میشد و محدودهٔ ارگ دامغان نیز بهصورت خرابهای وسیع در مرکز بافت قدیم شهر وجود داشت. در حال حاضر مجتمع تجاری بزرگی به نام «پاساژ خندق» در محدودهٔ آن ساخته شده که حدود تقریبی محل ارگ تاریخی دامغان را نشان میدهد.