قلعه منصورکوه


در حدود ۲۵ کیلومتری شمالغرب شهر دامغان و در شمال روستای منصورکوه، بر فراز کوه، قلعهای بسیار مستحکم قرار دارد که آن را قلعهٔ منصورکوه مینامند. این قلعه با بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت بر فراز قلهٔ کوهی منفرد، باشکوه و زیبا قرار گرفته و از عظمت تاریخ ایران در دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی حکایت دارد. از این قلعه برج و باروهای سنگی با معماری کمنظیر بهجا مانده است. قلعه در جنوبغرب کوه بشم واقع شده و از نظر استحکام و اهمیت با قلعهٔ گردکوه قابل مقایسه است.
اطراف قلعه حصاری ساخته شده و در نقاط حساس آن برجهایی تعبیه گردیده است. بر روی برجها روزنههایی برای دیدهبانی ایجاد کردهاند و ارتفاع برخی از آنها به حدود ۲۰ متر میرسد.
ساختوساز قلعه از دامنهٔ کوه تا قله در امتداد جنوبغربی به شمالشرقی انجام شده است؛ بهگونهای که مرتفعترین نقطهٔ قلعه در شمالشرق و پایینترین نقطهٔ آن در جنوبغرب قرار دارد. با توجه به شواهد موجود، ورودی قلعه از بخش جنوبغربی بوده که بسیار صعبالعبور است. در برخی نقاط هنوز پلههایی که برای دسترسی به قلعه ساخته شده بودند باقی مانده، اما در بیشتر قسمتها این پلهها از بین رفتهاند.
مصالح اصلی ساخت قلعه بیشتر از لاشهسنگ و ساروج است، هرچند از آجر نیز در بخشهایی استفاده شده است. در قلعهٔ منصورکوه، همانند قلعههای مهرنگار و جیشگان، برای ایجاد فضای کافی در بعضی موارد صخرهٔ کوه را تراش داده و از آن بهعنوان یک یا چند دیوار اتاق استفاده کردهاند. در برخی از اتاقهای قلعه، اندود گچ روی دیوارها بهخوبی قابل مشاهده است و تعدادی از چوبهایی که در ساخت بنا بهکار رفتهاند هنوز سالم باقی ماندهاند.


در بخشهای شرقی، غربی و جنوبی منصورکوه ـ بهویژه در قسمت شرقی ـ دشت وسیع و گستردهای قرار دارد که قلعهٔ منصورکوه کاملاً بر آن اشراف دارد. طول ساختوساز قلعه از پایینترین نقطهٔ کوه در جنوبغرب تا بالاترین نقطه در شمالشرق حدود ۴۰۰ متر است.
در سطح قلعهٔ منصورکوه سفالهای فراوانی یافت میشود که با سفالهای موجود در قلعهٔ مهرنگار قابل مقایسهاند. این سفالها به دو دسته تقسیم میشوند:
- سفالهای لعابدار با لعابهایی به رنگ زرد، آبی فیروزهای، سبز، سفید و قهوهای، گاه با لعاب شفاف و نقشهای زیر لعاب.
- سفالهای بدون لعاب که اغلب ساده و بدون نقش هستند و خمیری به رنگهای نخودی، قرمز تیره یا قرمز روشن دارند. در برخی موارد این سفالها پوششی به رنگ نخودی، کرم یا قرمز دارند.
در این نوع سفالها، برای ساخت ظروف بزرگ از شن بهعنوان مادهٔ چسباننده و برای ظروف کوچکتر و معمولی از ماسه استفاده شده است.
دامنههای شمالی این کوه نیز ویرانههای کهنی را در خود جای دادهاند که دیدار از آنها برای هر کوهنورد و علاقهمند به طبیعت و تاریخ ایران شگفتانگیز و تحسینبرانگیز است. بقایای قلعهای با دیوارها و برج و باروهای سنگی و آجری و معماری کمنظیر، افسانههای کهن را در ذهن هر ایرانی زنده میکند.
راحتترین مسیر دسترسی به قلعهٔ منصورکوه چنین است: ابتدا باید حدود ۱۷ کیلومتر از جادهٔ دامغان به چشمهعلی را طی کرد، سپس وارد جادهٔ خاکی سمت راست شد و حدود ۷ کیلومتر در جهت شمال حرکت کرد تا به روستای کوچک و خوشآبوهوایی رسید که به نام همین کوه و قلعه شناخته میشود.
بقایای قلعه در دامنهٔ کوه و همچنین در بالای کوه دیده میشود. در بالای کوه قلعهای بسیار بزرگ قرار دارد که سقف آن فرو ریخته است. ارتفاع دیوارهای آن به حدود ۱۵ متر میرسد و در بندهای آن سوراخهایی شبیه پنجره تعبیه شده است که از طریق آنها سربازان و نگهبانان میتوانستند بر منطقه اشراف داشته باشند. معماری اتاقها به احتمال زیاد برای آبانبار، انبار مواد غذایی و برجهای دیدهبانی و نگهبانی طراحی شده بوده است.
به اعتقاد مردم محلی، این قلعه در دورهای بهعنوان زندان و محل بازداشت مخالفان فرقهٔ اسماعیلیه مورد استفاده قرار میگرفته است. با این حال، بنا از نظر زیبایی و تناسب معماری نیز قابل توجه است.
بهطور کلی، در طول تاریخ راه ارتباطی دامغان به مازندران از طریق تنگههای منطقهٔ چشمهعلی عبور میکرده است. به همین دلیل در این مسیر قلعههای مستحکم متعددی ساخته شده بود تا از منطقه در برابر حمله و یورش بیگانگان محافظت کنند.
در مجموع میتوان گفت مناطق کوهستانی شمال ایالت قومس از دیرباز به دلیل موقعیت مناسب سوقالجیشی و جغرافیایی، محل پناه و استقرار فرقههای مختلف پس از اسلام بوده است. پیش از آغاز فعالیت جنبش اسماعیلی و فداییان آنها در قلعههای کوهستانی قومس، گروهها و فرقههای دیگری مانند خوارج و زیدیان نیز در این مناطق فعالیت داشتند.
با این حال، جنبش اسماعیلی به دلیل تأثیر عمیقی که بر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منطقهٔ قومس گذاشت از اهمیت ویژهای برخوردار بود. بر اساس شواهد تاریخی، نفوذ این فرقه توسط داعیان و هواداران آن حتی پیش از آغاز فعالیت حسن صباح در منطقه آغاز شده بود. حسن صباح پس از بازگشت از مصر، حدود سه سال در دامغان اقامت کرد و از این شهر داعیانی را برای تصرف الموت و رودبار به آن مناطق فرستاد.
بر همین اساس میتوان گفت که منطقهٔ قومس حدود سه سال پیش از استقرار در الموت، نقش مرکز فرماندهی اسماعیلیان را ایفا میکرد. قلعهٔ گردکوه توسط رئیس مظفر، حاکم دامغان در دورهٔ سلجوقیان، تصرف شد و به پایگاهی مهم برای تقویت جنبش اسماعیلی و حمایت از حسن صباح تبدیل گردید.
قلعهٔ گردکوه همواره مورد توجه حسن صباح و پیروان او بود. حتی در زمانهایی که قلعهٔ الموت و دیگر قلعههای منطقه در محاصرهٔ سلجوقیان قرار میگرفتند، از گردکوه کمک خواسته میشد. نقل شده است که در یکی از این محاصرهها، حسن صباح همسر و دختر خود را برای امنیت بیشتر به قلعهٔ گردکوه فرستاد.